فساد ریشه‌ فقر در ایران؛ آینه‌ای از تجربه افغانستان


#امیرسامان_میرزایی کارشناس مفاسد اقتصادی و تحلیل گر سیاسی؛ بحث درباره فقر و فشار اقتصادی در ایران سال‌هاست به جای پاسخ، انبوهی از روایت‌های تکراری تحویل مردم داده است. با این حال، مقایسه تطبیقی با کشورهایی که ساختارهای شکننده‌تری داشته‌اند، گاهی تصویری روشن‌تر ایجاد می‌کند. نمونه اخیر، افغانستان است؛ کشوری که…

#امیرسامان_میرزایی کارشناس مفاسد اقتصادی و تحلیل گر سیاسی؛

بحث درباره فقر و فشار اقتصادی در ایران سال‌هاست به جای پاسخ، انبوهی از روایت‌های تکراری تحویل مردم داده است. با این حال، مقایسه تطبیقی با کشورهایی که ساختارهای شکننده‌تری داشته‌اند، گاهی تصویری روشن‌تر ایجاد می‌کند. نمونه اخیر، افغانستان است؛ کشوری که نزدیک به نیم قرن در جنگ بوده و دو دهه تحت سیطره دولت‌های دست‌نشانده آمریکا و جریان‌های بین‌المللی بود، و در بیست سال گذشته حدود ۱۵۰ میلیاردها دلار کمک خارجی دریافت کرده بود، اما اقتصادی متلاطم و ارزی فرسوده داشت.

افغانستانِ پس از ۲۰ سال حضور آمریکا

در دوره حضور آمریکا و حکومت‌های وابسته، با وجود ورود بی‌سابقه منابع مالی، اقتصاد افغانستان ثبات پیدا نکرد. هر یک دلار ۱۱۳ افغانی قیمت داشت، تولید داخلی رشد پایداری نداشت و فساد سیستماتیک از دولت تا شبکه‌های محلی رسوخ کرده بود.

اما نکته مهم‌تر، وضعیت در چهار سال اخیر است که طالبان از سال ۱۴۰۱ روی کار آمد، عملاً از کمک‌های آمریکا، اروپا و سازمان‌های بین‌المللی محروم است و حدود ده میلیارد دلار آن کشور توسط آمریکا و صندوق بین المللی پول مسدود شده است. با این حال، برخلاف انتظار، اقتصاد افغانستان روزبه‌روز آرام‌تر شده و ارزش پول ملی آن نه‌تنها سقوط نکرده بلکه تقویت هم شده است. نرخ دلار از حدود ۱۱۳  افغانی به ۶۶ افغانی رسیده است.

این اتفاق در شرایطی رخ داده که جنگ گسترده‌ای میان پاکستان و افغانستان جریان دارد و بخش مهمی از صادرات افغانستان به همین کشور وابسته بوده است. یعنی حتی با اختلال در مسیرهای عمده تجاری، اقتصاد افغانستان دچار فرسایش جدی نشده است.

دلیل اصلی؛ مهار فساد

در تحقیقات میدانی اخیر و گفتگو با تجار و تحلیلگران افغان، حتی کسانی که منتقد طالبان هستند، یک نقطه مشترک به چشم می‌خورد:
امنیت بر قرار است و فساد گسترده در ساختار قدرت از بین رفته است.

هیچ‌کس ادعا نمی‌کند دولت طالبان کاملاً پاک است، اما سطح فساد اداری نسبت به دوره‌های قبل کاهش چشمگیر داشته و همین موضوع اثر خود را در اقتصاد نشان داده است. حدود ۹۰ درصد مسئولان، طبق روایت تجار و فعالان اقتصادی، امکان مشارکت در شبکه‌های فسادزا را از بین برده‌اند. همین موجب شده سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی در مسیرهای میان‌بر و رانت‌جویانه حرکت نکنند.

در حال حاضر بسیاری از پناهجویان افغانستانی در دیگر کشورها در حال انتقال سرمایه های خود به افغانستان هستند و دولت هم تسهیلات ویژه‌ای برای آنان در نظر گرفته است.

همزمان، امنیت داخلی به شکل قابل توجهی برقرار است و ثبات نسبی پول ملی رضایت عموم مردم را بالا برده است.

پرسش اصلی؛ چرا در ایران اقتصادسقوط می‌کند؟

صادرات نفتی و غیرنفتی ایران مجموعاً به بیش از صد میلیارد دلار می‌رسد و تراز تجاری کشور نیز مثبت است. ایران منابع مالی، زیرساخت، نیروی انسانی و موقعیت جغرافیایی‌ای دارد که افغانستان حتی رویایش را نمی‌تواند داشته باشد. با این حال، ارزش پول ملی هر روز افت می‌کند و فشار اقتصادی بر مردم سنگین‌تر می‌شود.

این تضاد یک سوال روشن دارد:
اگر افغانستان بدون کمک خارجی و در شرایط جنگی می‌تواند ارزش پول ملی‌اش را تثبیت کند، چرا ایران با وجود این حجم از منابع دچار سقوط ارزش پول و فقر گسترده است؟

پاسخ، هرچقدر هم برخی نخواهند بشنوند، گ‌روی میز است:

فساد سیستماتیک، شبکه‌ای و ریشه‌دار.

تا زمانی که ساختارهای نظارتی فلج و آلوده ، منافع گروه‌های مافیایی و تبهکاران اقتصادی و رانتی وجود دارند و مبارزه با فساد شعاری باشد، نه دلار آرام می‌گیرد و نه سفره مردم رونقی خواهد داشت.

تجربه افغانستان تلخ است، اما درس دارد. اگر کشوری با کمترین امکانات توانست تنها با کاهش فساد و در هم کوبیدن تبهکاران ، اقتصاد خود را از سقوط نجات دهد، ایران با این همه ظرفیت قادر است خیلی بیشتر از این‌ها باشد؛ به شرط آنکه اراده سیاسی واقعی برای بستن مسیرهای فساد وجود داشته باشد.

حکمرانان ایران باید به این پرسش پاسخ بدهند:

مشکل از تحریم‌هاست، یا از ساختاری که حتی بدون تحریم هم منابع کشور را می‌بلعد؟!



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *