پول حرام دولتی؛ وقتی «امروز» را با «فردا» تسویه میکنیم
🖋اکبر ببری
حالا بیایید دوربین را کمی جلوتر ببریم.
گزارش تفریغ بودجه ۱۴۰۳ توضیح میدهد از همان تنخواهِ (۲۷۱ همت) که برای جبران کسری منابع هدفمندی یارانهها هزینه شد، حدود (۲۳۰ همت) به شکل اعتبارات هزینهای بودجه عمومی خرج شده و حدود (۴۱ همت) هم از مسیر مجوز استفاده از منابع صندوق توسعه ملی برای «حمایت از معیشت» آمده است.
ترجمهی سادهاش این است که ما برای آرام کردن امروز، از جیبِ آینده خرج میکنیم.
یعنی دقیقاً همان الگوی پوپولیسم اقتصادی:
کوتاهمدت را نجات بده، هزینه را بگذار روی دوش فردا—و فردا، معمولاً با تورم و کاهش کیفیت خدمات و فشار روی طبقه متوسط برمیگردد.
گزارش یک قدم جلوتر میرود و در توضیح جدول دیگری میگوید دولت طبق مجوزهای قانونی باید برای طرحهای تملک دارایی سرمایهای حداقل حدود (۵۲۹ همت) پرداخت میکرد، اما به علت همین تأمین کسری هدفمندی و عدم تسویه، حداقل حدود ۹۵ همت از پولی که باید خرجِ «آینده» میشد، صرف امور «هزینهایِ امروز» شده و باز تصریح میکند این هم «عدم رعایت حکم مربوط» است.
اینجا دقیقاً نقطهای است که اقتصاد کلان وارد میشود:
وقتی سرمایهگذاری عمرانی و زیرساختی قربانی هزینههای جاری میشود، شما فقط یک رقم را جابهجا نکردهاید بلکه:
نرخ رشد آینده را پایین آوردهاید،
بهرهوری را کم کردهاید،
پروژهها را نیمهتمام گذاشتهاید،
و بعد همان نیمهتمامی، خودش تبدیل میشود به «کسریِ مزمنِ فردا».
یعنی دور باطل.
در اقتصاد سیاسی، این دور باطل یک ویژگی خطرناک دارد:
چون دولت برای بستن کسریِ فردا، دوباره وسوسه میشود که باز هم جابهجا کند، باز هم تنخواه بردارد، باز هم از صندوق توسعه خرج کند و باز هم به مردم بگوید «نگران نباشید»!!
این روند ادامه مییابد تا زمانی که مردم دیگر نگران نمیشوند؛ بلکه عصبانی میشوند و به شکل ناآرامی بروز میکند.
همه مدیران باید به خاطر بسپارند که بودجه فقط دفتر حساب نیست؛ میثاق ملی است.
یعنی اگر مردم ایران از مشروطه تا امروز خوندل خوردهاند که «پول عمومی» با قانون خرج شود، برای همین بوده که کشور تبدیل نشود به جایی که هر کس در میانهی سال، مسیر پول را با سلیقهی خود عوض کند.
وقتی این میثاق شکسته شود —حتی اگر به اسم معیشت باشد— آنچه میریزد فقط پل و جاده نیست؛ بلکه اعتماد عمومی میریزد، تمکین مالیاتی میریزد، ایمان به قاعده میریزد و جامعه آرامآرام به این نتیجه میرسد که «قانون، برای مردم است نه برای دولت» و این دقیقاً همان لحظهای است که ناآرامی، از حاشیه به متن میآید.
اگر بخواهیم به زبان فرهنگ عمومی ایران و زبان دین توضیح دهیم باید بگوییم:
وقتی پولِ موکلان، بدون اجازهی روشنِ قانون و بدون رضایت واقعی آنان، بین ردیفها جابهجا میشود و در مسیری خرج میشود که مردم برایش «وکالت» ندادهاند، این فقط «تخلف اداری» نیست؛ این میتواند مسبب تولید پولِ حرام باشد.
به یاد داشته باشیم پول حرام فقط سفره را کوچک نمیکند؛ بلکه روح را هم زخمی میکند.
چون هم مصرفکنندهاش را آلوده میکند، هم جابهجا کنندهاش را بدهکار و هم جامعه را در یک مهِ اخلاقی فرو میبرد که در آن، مرز حق و ناحق، کمکم کمرنگ میشود.
برای همین است که در احادیث ائمه، این اثر را فقط فردی نمیدانند، اجتماعی هم میدانند:
امام جعفر صادق (ع) فرمودند:
«كَسْبُ الحَرامِ یَبینُ فی الذُّرِّیَّةِ»؛
درآمد حرام و نامشروع، اثرش در نسل و اولاد ظاهر میشود. (یعنی اصلا موضوع فردی نیست و اثر نسلی دارد.)
و پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودند:
«أَكلُ الحرامِ یَطرُدُ الایمانَ»؛
لقمه حرام، ایمان را از انسان میگیرد.
اگر این دو جمله را کنار اعداد تفریغ بودجه بگذاریم، یک هشدارِ تکاندهنده شکل میگیرد:
جابهجاییهای بیضابطه، فقط «تورم» نمیآورد؛ ضدّمعنویت میآورد. نورانیت جامعه را از بین میبرد که قطعا اثر دین گریزی در روح جامعه ایجاد خواهد کرد.
اثر دیگر آن است که مردم احساس میکنند در یک بازی ناعادلانه گیر افتادهاند و وقتی حس بیعدالتی گسترده شود، جامعه حتی اگر مدتی سکوت کند، در درونش میجوشد؛ چون دیگر مسئله فقط قیمت نیست، مسئله اثر «پول حرام» است.
پس اگر قرار است یک جمعبندی روشن داشته باشیم، این است:
قانون بودجه را سبک نشمارید؛ چون سبک شمردن بودجه، باعث سبک کردن قانون است و سبک کردن قانون، باعث سبک شمرده شدن پول حرام میشود.
و آنوقت، هم اقتصاد آسیب میبیند، هم سیاست، هم ایمان اجتماعی و ناآرامیها، نه بهعنوان حادثه، بلکه بهعنوان «نتیجهی طبیعیِ شکستنِ میثاق» ظاهر میشوند.
🔰 ادامه دارد…

دیدگاهتان را بنویسید