#محمود_خاقانی
🔺تداوم اعتراضات واعتشاشات دیماه 1404 دراسفندماه 1404 دردانشگاه ها مسئولین نظام را متوجه این واقعیت نکرد که باید بطور مستقل مطالعه و بررسی شود که دلیل اعتراضات و نیز اعتشاشات چی بود؟ چرا بخش های اطلاعاتی و امنیتی قبل از واقعه درارتباط با احتمال وقوع واقعه ارزیابی ، تحلیل و برنامه برای جلوگیری نداشتند؟
🔺یرواند آبراهامیان، تاریخنگار برجسته معاصر ایران، اعتراضات سراسری دیماه 1404 را «پدیدهای متفاوت» در تاریخ جمهوری اسلامی توصیف میکند؛ نه به این دلیل که چنین اعتراضی در ایران بیسابقه است، بلکه بهواسطه ترکیب نیروهایی که اینبار به صحنه آمدهاند.
♦️نقش بازار
🔺آبراهامیان می گوید که نقش بازار در این اعتراضات، نقطه تمایز اصلی با موجهای پیشین نارضایتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ۱۳۵۷ است. آقای آبراهامیان که سالهاست تاریخ ایران را از منظر اقتصاد سیاسی و اجتماعی تحلیل میکند، در مصاحبه با یک رسانه فارسی زبان برون مرزی (بی بی سی ) گفت : «اعتراض در ایران چیز تازهای نیست. از همان سالهای اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با اعتراضهای گسترده روبهرو بوده است. اما این اولین بار بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است که بازار نقشی پیشرو در اعتراضات ایفا میکند. از سال ۱۳۵۶ به اینطرف، بازار چنین حضوری نداشته است.»
♦️بازگشت بازار اما نه به شکل کلاسیک
🔺آقای آبراهامیان میگوید، اینکه جرقه اولیه اعتراضها در بخشهایی از بازار زده شد که به واردات وابستهاند؛ مثل فروشندگان کالاهای الکترونیکی، نه بخشهای سنتیتر، نظیر فرش و طلا، تمایز چندان تعیینکنندهای نیست: «بحران اقتصادی بیش از همه به بخشهایی ضربه زده که با واردات سروکار دارند. طبیعی است که فشار بر آنها زودتر و شدیدتر ظاهر شود. اما در نهایت، بحران اقتصادی همه را تحت تاثیر قرار داده، نه فقط یک بخش خاص را.» او معتقد است که اهمیت ماجرا در این نیست که کدام بخش از بازار جلودار اعتراضها شده، بلکه مهم این است که بازار ــ بهعنوان یک بازیگر اجتماعی ــ پس از دههها انفعال، دوباره وارد میدان شده است؛ حضوری که اعتراضات فعلی را از موارد قبلی، از جمله اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸، متمایز میکند.
♦️جابهجایی قدرت اقتصادی:
🔺در دو دهه گذشته، بخش بزرگی از اقتصاد ایران از بازار سنتی به نهادهای دارای قدرت اقتصادی وسیاسی درحکمرانی حاکم نظیر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نهاد های اقتصادی فراقانونی مجموعههای نزدیک و زیر نظر رهبری جمهوری اسلامی منتقل شده است. دراین شرایط جدید این سئوال مطرح است که آیا بازار هنوز همان قدرت تاریخی را دارد؟
🔺آقای آبراهامیان اعتقاد دارد که خیر بازار آن قدرت ونفوذ تاریخی را ندارد و نقش بازار تضعیف شده است. اما از میان نرفته است: «با گسترش اقتصاد دولتی و نفوذ سپاه، اهمیت بازار کمتر شده است. اما در عین حال باید توجه داشت که بسیاری از افرادی که زمانی در بازار جایگاه پایینی داشتند، امروز در راس قدرتاند.» وی گفته است : «برای آنها یک تحرک اجتماعی بزرگ رخ داده و منافعشان به بقای نظام گره خورده است. شاید دیگر بازاری به معنای کلاسیک آن نباشند ولی همچنان بخشی از ساختار اقتصادی–سیاسی جمهوری اسلامیاند.»
♦️فرسایش مشروعیت:
🔺این تاریخنگار ایرانی ، محرک اصلی اعتراضات دیماه 1404 را بحران اقتصادی می داند، هرچند که این بحران بر بستری عمیقتر تحت عنوان فرسایش مشروعیت سیاسی قرار گرفته است.
🔺آبراهامیان با یادآوری حمایت مردمی گستردهای جمهوری اسلامی قبل و بعداز پیروزی انقلاب اسلامی ، میگوید: «این انقلاب شاید محبوبترین انقلاب تاریخ معاصر بود. اما این رژیم بهتدریج و با سیاستهای خود، گروه بهگروه پایگاه اجتماعیاش را از دست داد و مشروعیتش فرسوده شد.» او معتقد است اگرچه حمایت از جمهوری اسلامی کاملا از بین نرفته، اما به هستهای محدود فروکاسته شده است. این تغییر را میتوان در زبان و گفتمان اعتراضات هم دید: «اوایل انقلاب، محور اصلی اسلام و مذهب بود. امروز در اعتراضات، واژههایی مثل حق، آزادی و برابری برجستهاند. این بازگشت به نوعی گفتمان حقوق فردی و روشنگری است که برای جمهوری اسلامی چالشی اساسی به شمار میرود.»
♦️ریشههای بحران:
🔺آقای آبراهامیان در عین حال، برخلاف بسیاری از تحلیلگران نقش فساد را در تشریح وضعیت فعلی ایران کافی نمیداند. او میگوید: «فساد در همه رژیمها هست. اگر قرار باشد فساد بهتنهایی باعث انقلاب شود، بسیاری از کشورها دائما در حال انقلاب بودند.» به نظر او، بحران اقتصادی ایران بیش از هر چیز محصول تحریمهاست، نه صرفا فساد ساختاری.

دیدگاهتان را بنویسید